تبليغاتX
شکوفه ی گیلاس

فلسفه

                            به نام نقش بند صفحه ی خاک

معمولا در منابع تاريخ فلسفه و متون فلسفي به ويژه از دوره صدراي شيرازي به بعد تنها از سه جريان شاخص فلسفه اسلامي يعني حکمت مشا، حکمت اشراق و حکمت صدرايي ياد مي شود و شخصيتهايي چون فارابي و ابن رشد به عنوان بنيانگذاران فلسفه اسلامي تلقي مي شوند؛ و هيچ گاه از جريان فلسفي تنومندي به نام حکمت يماني و فيلسوف سترگي چون معلم ثالث ميرداماد ياد نمي شود.
با اينکه نقشي که ميرداماد و نظام فلسفي وي در رشد و بالندگي فلسفهاسلامي داشته اگر بيش از فارابي ، ابن سينا، سهروردي و صدراي شيرازي نباشد کمتر نيست. شايد از همين رو باشد که وي را معلم ثالث خوانده اند.
زيرا اصطلاح "معلم" به کسي اطلاق مي شود که علمي را بنيان گذارده و تدوين نموده و يا آن را وارد مرحله جديدي کرده باشد.

در لابلاي آثار وي به کرات به نام و آراي فلاسفه يونان برمي خوريم که شخصيتهايي چون: ابرقلس ، ابلونيوس، ارقليطوس، اسکندر، اقليدس، انباذقلس، انکساغورس، انکسيمايس، ثالس، ثامسطيوس، ديوجانس، ذيمقراطيس، سقراط، شيخ يوناني، طيماوس ، فرفوريوس ، فيثاغورس از جمله آنهاست.
جالب اينکه در بيشينه موارد آراي آنها را مي پذيرد و به تحليل و تبيين آنها مي پردازد.

!! نوشته شده توسط فرزانه | 2:2 PM | چهارشنبه یکم اسفند 1386 •