تبليغاتX
شکوفه ی گیلاس

استاد محمود فرشچیان

 به نام کردگار هفت افلاک

                                       که پیدا کرد عالم از کفی خاک

      رندان خرابات بخوردند و برفتند

                                      ماییم که جاوید بخوردیم و بماندیم

 

  استاد فرشچیان در نقاشی ایرانی به وجود آورنده ی سبک و مکتب خاصی است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر ، با ابداع شیوه های نو ، قابلیت و کارایی نقاشی ایرانی را برای بیان اندیشه ها و انگیزه ها افزایش داده است . او این هنر را غنا بخشید و از حالت الزامی یک پدیده ی متکی به شعر و ادبیات و تصویرگری اندیشه و افکار شعرا که غالبا برای تجسم شعر به کار برده می شد رها ساخت و رسالت و و تعهدی در حد سایر هنرها در نقاشی های او دارای تخیل بسیار قوی در خلاقیت طرح های پر حرکت و با قدرت و متنوع سرشار از زیبایی ها است و رنگ های تابناک و مواجی را در بر گرفته است و اینها همه همه از امتیازات خاص هنر اوست . نقاشی های استاد آمیزه ی دلپذیری است از اصالت و نو آوری . در حالی که وی با خطوط روان و ترکیب بندی های ظریف و مدور راز و رمزها و اشارات درونی نهفته در آثار خود به وجود آورد ، در همین حال ، با نوآوری در گزینش موضوع و پرداخت اثر به گسترده فراتر از قالب های مرسوم می رسد . شاید فرشچیان را همین نبوغ را بس که توانسته است میراث هنری این سرزمین را که عاشقانه بدان دل بسته است با حیات و منش انسان معاصر شکوهمندانه به هم بپیوندد .

وی دارای دکترا (درجه 1 هنر ) در نقاشی ایرانی و هنرهای اسلامی از شورای عالی فرهنگ و هنر است .

طراحی ضریح و سرداب و سقف و درب مرقد مطهر و منور ثامن الأئمه  حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و عضویت در هیئت اجرایی  و نظارت بر ساخت این اثر عظیم ، یادمانی است خجسته و شکوهمند در تاریخ فرهنگ و هنر ایران که استاد نامور و فرزانه به صورت افتخاری آن را بر دفتر افتخارات خویش افزوده است .

 

به افتخار روز30شهریور که روز تولدم هست یک پرتره کشیدم تقدیم به تمامی هنر دوستان عزیز .

 

  

!! نوشته شده توسط فرزانه | 1:6 PM | جمعه سی ام شهریور 1386 •

یک شعر سیاسی

به نام خدا

درآمد

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده ازدست توافتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز ،

سالهاست که در گوش من آرام ،

                                       آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

 

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا ،

_ خانه ی کوچک ما

                             سیب نداشت

                                                                                                حمید مصدق

         Portrait 9 : SamiYusuf   

SamiYusuf

 

!! نوشته شده توسط فرزانه | 6:7 PM | سه شنبه بیستم شهریور 1386 •

چشم زخم

به نام خدا

بسیاری از مردم معتقدند در بعضی از چشم ها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند ممکن است آن را از بین ببرند یا درهم بشکنند و اگر انسان است بیمار یا دیوانه کنند.

این مساله از نظر عقلی امر محالی نیست ، چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی از چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارایی زیادی دارد حتی با تمرین و ممارست می توان آن را پرورش داد ، خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمهاست .

در دنیایی که اشعه ی لیزر که شعاعی است نامریی می تواند کاری بکند که از هیچ سلاح مخربی ساخته نیست پذیرش وجود نیرویی در بعضی از چشمها که از طریق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد چیز عجیبی نخواهد بود .

بسیاری نقل می کنند که با چشم خود افرادی را دیده اند که دارای این نیروی مرموز چشم بوده اند و افراد یا حیوانات یا اشیایی را از طریق چشم زدن از کار انداخته اند .

لذا نه تنها نباید اصراری در انکار این امر داشت ، بلکه باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت .

نفس درندگان پست ترین نفس هاست و خبیثترین آنها به خاطر پر خوری و شر بودن آنها .

گاهی انسان به چشم سرخ شده ای می نگرد  و چشم خود او هم قرمز می شود و یا خمیازه کاملا آشکار به دیگری سرایت می کند .

و حتی افرادی که چشم شوری داشته اند می گویند که هر گاه از چیزی متعجب می شوند حرارتی را حس می کنند که از چشمشان خارج می شود . 

 

چشم

 

    .تصویر علیرضا برادر خوبم رو کشیدم امیدوارم خوشتون بیاد اولین پسری است که کشیدم

!! نوشته شده توسط فرزانه | 2:42 PM | جمعه نهم شهریور 1386 •