تبليغاتX
شکوفه ی گیلاس

 سلام ، سلام ، سلام

متن زیر برگرفته از کتاب بوسه ی خورشید جبران خلیل جبران است .البته عشقی که نویسنده از اون حرف زده به هیچ وجه عشق خاکی و زمینی نیست بلکه عشق الهی است :

"عشق ورزی گرانبهاترین هدیه ی خداوند به آدمی است ، چرا که وقتی این رحمت به کسی هدیه شد هرگز از او بازستانده نمی شود ."

عشق در ردای فروتنی و آرامش از کنارمان می گذرد و ما ترسان از آن می گریزیم یا چشم بر آن می بندیم ، یا در پی آن می روییم تا بر شرارت خود نام عشق نهیم .

عشق را حاصلی نیست ، مگر در پی اش فراقی سوزناک ، صبری تلخ ، و رنجی بس دشوار .

عشق تنها گلی است که بی نیاز از فرا رسیدن فصول ، رشد می کند و شکوفه (البته از نوع گیلاس) می دهد .

عشق ، تنها آزادی موجود در این دنیا است و بس ، چرا که عشق روح انسان را که به دست قوانین انسانی به زیر کشیده می شود تعالی می بخشد و دست طبیعت نیز تاثیری را بر فرآیند آن نمی گذارد .

آنچه که عاشقان در آغوش می کشند ، بیش تر عشق است تا معشوق .

امیدوارم از این متن لذت برده باشید به نظر من که خیلی زیبا بود.

من این بانوی غربی ( نیکل کیدمن ) را در تاریخ 19/12/1386 و این بانوی شرقی ( لی یونگ آئی ) را در تاریخ 27/3/1387 کشیدم .

 

Image and video hosting by TinyPic 

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 12:9 PM توسط فرزانه | |

به نام خدا

سلام

این دو تا نقاشی از نقاشی هایی هستند که من در سال۱۳۸۶ آنها را کشیدم اولیش برادرم هست و فکر می کنم که پایینی رو هم همتون بشناسید (یانگوم) در هر حال امیدوارم از دیدن آنها لذت ببرید .

paint

paint

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:5 PM توسط فرزانه | |

به نام خدا

سلام

بعد از تبریک سال نو به شما هم وطنان عزیز

فکر می کنم جای یک مطلب راجع به نقاشی تو وبم کمه :

به نظر من یک نقاشی خوب بیش از همه باید زیبا باشه ، باید زیبا دید و زیبا به تصویر کشید چشمان ما دروازه ی روح ما هستند وقتی یک نقاشی رو می بینیم به اون اجازه می دهیم از دروازه ی روحمون عبور کنه و به روحمون برسه روح ما زیبایی رو دوست داره وقتی یک نقاشی زیبا رو می بینه تازه می شه ، قد می کشه .

بعضی نقاشی ها هستند که به جای اینکه با روح ما سرو کار داشته باشند با مغر ما سر و کار دارند و بعد از عبور از چشمان ما اول می روند سراغ مغز ما و اونو در گیر می کنند من اسم این اثر ها رو نقاشی نمی گذارم ، نقاشی باید زیبا باشه اول باید روح ما از زیبایی یک نقاشی سیراب بشه بعد به مغز اجازه بده تا با دقت بیشتر اونو ببینه و ازش چیزی استنباط کنه یا چیز دیگری رو توش کشف کنه مثل نقاشی های استاد فرشچیان من وقتی اونارو می بینم اول از همه احساس خوبی بهم دست میده زیبا هستند و با زیباییشان روحم رو نوازش می کنند بعد از اون چیزهای جالبی نظرم رو به خودشون جلب می کنند چیزهایی که توی نگاه اول به نظر نمی رسند مثلا حیوانی که میان برگ ها مخفی شده یا ابرهایی که شبیه صورت انسان هستند و بعد به معنای نقاشی فکر می کنم البته این نظر من است که می تونه یادرست باشه یا نادرست من نقاشی هایی رو دوست دارم که اول زیباییش رو احساس کنم بعد معنی اش رو...

 

این اولین پرتره ای هست که من تو سال 1387 کشیدم ، البته حرف های بالا هیچ ربطی به این نقاشی نداره .

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 4:28 PM توسط فرزانه | |
                            به نام نقش بند صفحه ی خاک

معمولا در منابع تاريخ فلسفه و متون فلسفي به ويژه از دوره صدراي شيرازي به بعد تنها از سه جريان شاخص فلسفه اسلامي يعني حکمت مشا، حکمت اشراق و حکمت صدرايي ياد مي شود و شخصيتهايي چون فارابي و ابن رشد به عنوان بنيانگذاران فلسفه اسلامي تلقي مي شوند؛ و هيچ گاه از جريان فلسفي تنومندي به نام حکمت يماني و فيلسوف سترگي چون معلم ثالث ميرداماد ياد نمي شود.
با اينکه نقشي که ميرداماد و نظام فلسفي وي در رشد و بالندگي فلسفهاسلامي داشته اگر بيش از فارابي ، ابن سينا، سهروردي و صدراي شيرازي نباشد کمتر نيست. شايد از همين رو باشد که وي را معلم ثالث خوانده اند.
زيرا اصطلاح "معلم" به کسي اطلاق مي شود که علمي را بنيان گذارده و تدوين نموده و يا آن را وارد مرحله جديدي کرده باشد.

در لابلاي آثار وي به کرات به نام و آراي فلاسفه يونان برمي خوريم که شخصيتهايي چون: ابرقلس ، ابلونيوس، ارقليطوس، اسکندر، اقليدس، انباذقلس، انکساغورس، انکسيمايس، ثالس، ثامسطيوس، ديوجانس، ذيمقراطيس، سقراط، شيخ يوناني، طيماوس ، فرفوريوس ، فيثاغورس از جمله آنهاست.
جالب اينکه در بيشينه موارد آراي آنها را مي پذيرد و به تحليل و تبيين آنها مي پردازد.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 2:2 PM توسط فرزانه | |
 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:50 PM توسط فرزانه | |

کوتاه ترین راه ها......

 

کوتاه ترین راه عشق ورزیدن نگاهی است خالص و بی ریا توام با عشق

کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت ها را بشناسی و به آنها تکیه کنی

کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی مشورت با کسانی است که قبلا آن راه را رفته اند

کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است

کوتاه ترین راه برای این که نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری نگفتن دروغ است

کوتاه ترین راه برای تسکین پشت کنکوری ها دیدن افراد موفق و خوشبختی است که حتی از جلوی دانشگاه هم رد نشده اند

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها واقع بین بودن است

کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ببینی

کوتاه ترین راه برای داشتن جسم سالم ، اعتدال در خوردن است نه زیاد و نه کم

کوتاه ترین راه یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است

کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است

کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است

کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی

کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل انتقاد پذیری است

کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن شجاع بودن است

کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن ، آن است که همیشه در حال زندگی کنی

کوتاه ترین راه برای حل یک مساله فهمیدن درست صورت آن است

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش آن است که کمتر به چیز هایی که نداری فکر کنی کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست آن است که شنونده ی خوبی باشی

کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی

کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی

کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هرچه بیشتر منطق است

کوتاه ترین راه برای مقابله ی دشمنان آن است که هرگزخونسردی ات را از دست ندهی

کوتاه ترین راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچیز شمردن آنها است 

کوتاه ترین راه برای داشتن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 5:34 PM توسط فرزانه | |

واقع گرایانه ، اجتماعی ، قراردادی ، هنری ، جستجو گرانه ، متهورانه

روانشناشان این شخصیت ها را متعلق به انسان ها می دانند . ممکن است شخصیت و بعد درونی انسان فقط روی یک نوع شخصیت تاکید داشته باشد یا این فرد چند شخصیته باشد .

افرادی که شخصیت واقع گرایانه دارند افرادی هستند که به ریاضی و هوش و منطق این علم علاقه مند هستند . و معمولا مشاغلی از قبیل مهندسی دارند ویا مشاغلی که مربوط به ریاضی است را دوست دارند .

افراد اجتماعی در روابط اجتماعی شان بسیار موفق می باشند از مشاغل مربوط به این شخصیت می توان به مددکار اجتماعی ، روانشناسی ، روانکاوی، نویسندگی ، خبر نگاری ، روزنامه نگاری و مشاغل مربوط به علوم ارتباطات اشاره کرد .

افرادی که دارای شخصیت قراردادی هستند خود را درون چارچوب نظم قرارداده اند و بسیار دقیق ، منظم ، جدی و کوشا می باشند و معمولا بیشترین مشاغل در این نوع شخصیت حسابداری ، کارمندی ، مدیریت و .... دیده می شود .

افرادی که دارای شخصیت هنری می باشند افرادی حساس ، تاحدودی زودرنج و مهربان می باشند که بیشترین افراد هنرمند این شخصیت را دارند البته ممکن است این شخصیت در دیگر افراد نیز دیده شود ، این افراد دارای طبع شعر بالایی هستند . افرادی که دارای چنین شخصیتی هسنتد اغلب شعرا ، نقاشان ، و تا حدودی نویسندگان هستند .

افرادی که شخصیتشان در قالب جستجوگرانه است افرادی منطقی ، میانه رو و دارای حس کنجکاوی بالایی هستند بیشترین مشاغل مربوط به این شخصیت پزشکی ، گیاه شناسی ، زیست شناسی و دیگر مشاغل مربوط به علوم زیستی است .

افراد متهورانه انسان هایی دارای حس از خود گذشتگی زیاد هستند ، آنها نظامی و شجاع می باشند که به مشاغل نظامی تمایل دارند .

 لی یونگ آئی

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 2:48 PM توسط فرزانه | |

                                                            به نام خدا

وای باران

باران

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان  سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران

               باران

پر مرغان نگاهم را شست...

 

 گاهی روزها و هفته ها می گذرند ،بی آنکه هیچ حرکت لطف آمیزی از دیگران ببینیم .این دوره ها که گویی عطوفت انسانی از میان رفته است،دشواراند و زندگی فقط به تنازع بقا می نماید.

استاد می گوید :

- باید اجاق خود را بررسی کنیم . باید نور بیشتری به آن ببخشیم ، و بکوشیم اتاق تاریک زندگی مان را روشن کنیم . هنگامی که صدای جرقه های آتش و ترکیدن هیزم را می شنویم ، و آنگاه که قصه های شعله ها را می خوانیم ،امید به سوی ما باز می گردد.

اگر قادر به عشق ورزیدن باشیم ، قادر به دوست داشته شدن نیز خواهیم بود .            

فقط زمان مطرح است.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:9 PM توسط فرزانه | |
 به نام کردگار هفت افلاک

                                       که پیدا کرد عالم از کفی خاک

      رندان خرابات بخوردند و برفتند

                                      ماییم که جاوید بخوردیم و بماندیم

 

  استاد فرشچیان در نقاشی ایرانی به وجود آورنده ی سبک و مکتب خاصی است که در عین توجه به اصالت مبانی سنتی این هنر ، با ابداع شیوه های نو ، قابلیت و کارایی نقاشی ایرانی را برای بیان اندیشه ها و انگیزه ها افزایش داده است . او این هنر را غنا بخشید و از حالت الزامی یک پدیده ی متکی به شعر و ادبیات و تصویرگری اندیشه و افکار شعرا که غالبا برای تجسم شعر به کار برده می شد رها ساخت و رسالت و و تعهدی در حد سایر هنرها در نقاشی های او دارای تخیل بسیار قوی در خلاقیت طرح های پر حرکت و با قدرت و متنوع سرشار از زیبایی ها است و رنگ های تابناک و مواجی را در بر گرفته است و اینها همه همه از امتیازات خاص هنر اوست . نقاشی های استاد آمیزه ی دلپذیری است از اصالت و نو آوری . در حالی که وی با خطوط روان و ترکیب بندی های ظریف و مدور راز و رمزها و اشارات درونی نهفته در آثار خود به وجود آورد ، در همین حال ، با نوآوری در گزینش موضوع و پرداخت اثر به گسترده فراتر از قالب های مرسوم می رسد . شاید فرشچیان را همین نبوغ را بس که توانسته است میراث هنری این سرزمین را که عاشقانه بدان دل بسته است با حیات و منش انسان معاصر شکوهمندانه به هم بپیوندد .

وی دارای دکترا (درجه 1 هنر ) در نقاشی ایرانی و هنرهای اسلامی از شورای عالی فرهنگ و هنر است .

طراحی ضریح و سرداب و سقف و درب مرقد مطهر و منور ثامن الأئمه  حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و عضویت در هیئت اجرایی  و نظارت بر ساخت این اثر عظیم ، یادمانی است خجسته و شکوهمند در تاریخ فرهنگ و هنر ایران که استاد نامور و فرزانه به صورت افتخاری آن را بر دفتر افتخارات خویش افزوده است .

 

به افتخار روز30شهریور که روز تولدم هست یک پرتره کشیدم تقدیم به تمامی هنر دوستان عزیز .

 

  

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 1:6 PM توسط فرزانه | |

به نام خدا

درآمد

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده ازدست توافتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز ،

سالهاست که در گوش من آرام ،

                                       آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

 

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا ،

_ خانه ی کوچک ما

                             سیب نداشت

                                                                                                حمید مصدق

         Portrait 9 : SamiYusuf   

SamiYusuf

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:7 PM توسط فرزانه | |